به مناسبت دهم مهر - شهادت علی اکبر میرزایی نوشته علی ذبیحی
در بزرگی و گمنامی شهید همین بس که ایشان اهل مازنداران بوده ولی در خدمت مردم سیستان و بلوچستان بوده و از طریق لشکر 41 ثارالله به عنوان یکی از فرماندهان ارشد حاج قاسم سلیمانی در این لشکرعازم جبهه جنگ می شد
زمانی که از تهران به سمت استان مازندران ( جاده هراز یا فیروزکوه) حرکت می کنید ساری را رد کرده و به بهشهر می رسید . بعد از فاصله حدود یک کیلومتری این شهر روستایی است به نام التپه . این روستا زادگاه 19 شهید دفاع مقدس است . یکی از این شهدا که از فرماندهان ارشد لشگر 41 ثارالله محسوب می شود ، شهید علی اکبر میرزایی است . وی در دوازدهم خرداد1336 متولد شد. اصالت او مربوط به روستای شیرداری(یکی از روستاهای بخش هزارجریب بهشهر) است و در حدود 6 یا 7 سالگی رهسپار روستای التپه می شوند و کودکی را از اینجا آغاز می کنند. تحصیلاتش را در مدرسه ابتدایی روستا آغاز می کند؛ ولی در ادامه بنا به دلایلی تحصیل را رها کرده به خانواده در گذراندن امور اقتصادی کمک می کند. 19 ساله بود که به خدمت سربازی اعزام می شود. دوران خدمت سربازی او مصادف با اوج گیری مبارزات مردم ایران علیه حکومت پهلوی است او را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد و موجب آشنایی بیشتر او با نهضت و افکار امام خمینی (ره) شد و بلافاصله با شرکت در تظاهرات فردی فعال و موثر در مبارزه علیه رژیم پهلوی شد. وی در مبارزات سیاسی خود ، با عزیمت به قائمشهر و ساری میدان گسترده تری را برای فعالیت مقابل خود گشود .
با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در بهمن 1357، و به دنبال آن تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عضویت این نهاد انقلابی درآمد و خدماتش را در دور افتاده ترین نقطه کشور، یعنی در سیستان و بلوچستان آغاز کرد و از همیجا گمنامی خود را در دفاع از کشور رقم زد. علی اکبر پس از ورود به سپاه پاسداران برای کسب مهارتهای جنگی و نظامی و نیز برای یادگیری اصول اولیه جنگ پارتیزانی که در منطقه سیستان و بلوچستان بسیار مفید و ارزنده بود، آشنا می شود و در مراکز آموزشی بسیج و سپاه پاسداران، اقدام به آموزش نیروهای مردمی بسیجی پرداخت . همزمان با آغاز جنگ تحمیلی در 31 شهریور 1359، به همراه نیروهای مردمی کرمان و سیستان و بلوچستان که در یک یگان سازماندهی می شدند، عازم جبهه جنگ برای مقابله با ارتش بعث عراق شد. در این زمان در حالی که او می توانست به همراه نیروهای مردمی مازندران در جبهه حضور داشته باشد و یا به آنها ملحق شود این کار را نکرد. این رفتار نشانه ای از اعتدال شخصیت و وارستگی جان و روح او بود. به همین سبب با آنکه شهید میرزایی اهل ولایت ما بوده، آگاهی از خصوصیات و حوادث زندگی او در جبهه های جنگ و همچنین در درگیری با اشرار جنوب شرق کشور بسیار اندک و محدود است. روایت دست اول و مطمئن احوال و حوادث زندگی شهید میرزایی، سردار حاج قاسم سلیمانی ( فرمانده فعلی نیروی قدس سپاه پاسداران)می باشد. زمانی که حاج قاسم فرمانده لشگر 41 ثارالله بوده، شهید میرزایی یکی ازمسئولین ارشد او بود. یکی از همین مسئولیت ها ، مسئول ستاد لشگر از25/10/61 تا 26/5/64 است .
از مجموع روایت ها و خاطرات کسانی که با شهید میرزایی مراوده داشته و یا با او سابقه دوستی و آشنایی داشته اند، چنین معلوم می شود که وی مردی با وقار، متین و صاحب عزت نفس بوده و صداقت و تواضع و خوشرفتاری را در وجود خویش جمع کرده بود. آنچه از مضامین روایت و خاطراتی که در رابطه با شهید وجود دارد می توان درباره خلقیات و روحیات او استنباط کرد، وابستگی او نسبت به انقلاب و دفاع از کشور بود. شاید همین روحیه او سبب شده ، پس از پیروزی انقلاب اسلامی برای دفاع از سرزمین عازم سیستان و بلوچستان شده و از آنجا نیز با شروع جنگ تحمیلی مستقیم به جنوب غرب کشور برود(استان خوزستان). در واقع آنچه به نظر می رسد فرمانده لشکر41 ثارالله ، سردار سلیمانی از این شهید بسیار خوشنود بوده باشد ؛ چرا که با توجه به شواهد موجود چنین به نظر می رسد بین خانواده شهید و سردار سلیمانی همچنان رابطه نزدیکی وجود دارد.
سبک مدیریت و فرماندهی شهید علی اکبر میرزایی سبکی مخصوص به خودش است که همه ی آنها برگرفته از اعتقاد او به سیره پیشوایان معصوم و علی الخصوص سرور سالار شهیدان ابا عبدلله الحسین (ع) و تحت فرماندهی حضرت امام خمینی بوده است. به نظر می رسد آنچه که مدیریت و فرماندهی او را ممتاز ساخته حرکتی منطقی و دامنه دار در ارتباط با سلسله مراتب نظامی و فرماندهی است. او با کسب تجارب نظامی و رشد کم نظیر در سال 1365 با پیشنهاد سرلشکر سلیمانی به عنوان فرمانده سپاه جالق از توابع شهرستان سراوان انتخاب شد و با تشکیل قرارگاه عملیاتی بدر در منطقه پشت کوه از توابع خاش برای درگیری و ضربه زدن به اشرار آماده می شود.
شهید میرزایی در کنار آگاهی از مسایل سیاسی و اجتماعی کشور، با وجوهی از اندیشه نظامی و دفاعی، صاحب چهره ای جذاب و قامتی بلند و حسن خلقی آمیخته با رافت و مهربانی و دارای سعه صدر و انصاف و برخوردار از صبر و متانت بوده و به برگزاری نماز اول وقت تقید خاصی داشت. مجموعه این امتیازات، همانطور که اورا مورد توجه فرمانده و رزمندگان لشکر 41 ثارالله قرار داده بود، وی را مورد آماج دشمنی های اشرار قرار داده بود که او را مانعی بر سر راه خود می دیدند. به طوری که کریم حکم شهنوازی ، فرمانده اشرار او را تهدید به مرگ کرده بود. دشمنان که از تهدید و تطمیع درباره او از هیچ کوششی فروگذار نبودند، سرانجام او را در دهم مهرماه 1365 به شهادت رساندند. در این زمان شهید میرزایی به قصد ضربه زدن به اشرار به همراه نیروهای تحت امر وارد منطقه عملیاتی شد. زمان رسیدن به منطقه عملیاتی همزمان بود با وقت نماز. وی که به نماز اول وقت خواندن اهمیت زیادی می داد، دریغ از حضور اشرار در منطقه بود به کمین ضد انقلابها خورد و همزمان از هر سو به سمت آنها گلوله باران شد. در پی این درگیری علی اکبر از ناحیه چشم مورد اصابت گلوله تک تیر اندازها قرار گرفت و به شهات نائل آمد. جنازه وی در 15 مهر پس از تشییع باشکوه در بهشهر که با حضور اقشار مختلفی از مردم انجام شد، در گلزار شهدای این شهر واقع در بهشت فاطمه آرام گرفت. به پاس نکوداشت و تکریم این شهید عزیز، و همت اهالی روستا پلی را در کمربندی شهرستان بهشهر به نام ایشان نامگذاری کردند.
وبلاگ انجمن فرهنگی التپه از آغاز فعالیت انجمن در سال 1393 به ارائه رویکرد ها و دیدگاههای و اطلاع رسانی فعالیت های انجمن افرا می پردازد. این انجمن در تلاش است تا با هدف گسترش و توسعه عرصه های فرهنگی و اجتماعی و اجرای برنامه های متناسب قدم هایی هرچندکوچک بردارد. یاداور می شود نوشته های با زیر نویس انجمن افرا بیانگر رویکرد های انجمن و نوشته ها با اسامی بیانگر نظرات شخصی اعضای انجمن یا سایر افراد است و ذکر آنها به معنای تایید از سوی انجمن نیست. ایمیل hf.altappeh@yahoo.com همواره آماده دریافت نوشته ها و نظرات است.